السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
68
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
« الدّال بالدّليل عليه و المؤدّى بالمعرفة إليه » . « 1 » دوّم : شناخت حقيقت وجود و ذات پروردگار ؛ چنانكه بايد و شايد ممكن نيست فقط از طريق برخى از صفات و آثار وجودى او مىتوانيم او را بشناسيم ؛ چنانكه على عليه السّلام در اشاره به همين معنا فرمود : « ليس باله من عرف بنفسه » . « 2 » سوّم : اثبات وجود خدا از طريق برهانهاى منطقى ، ممكن نيست ؛ چون - همانطور كه خاطرنشان ساختيم - وجود خدا وجودى مطلق و بىقيدوحد است و داراى جنس و فصل نمىباشد و هرموجودى كه جنس و فصل منطقى نداشته باشد ؛ در ذهن نخواهد گنجيد و عقل به او احاطهء ماهوى پيدا نخواهد كرد . نتيجه اينكه : خداوند داراى وجود ذهنى نيست ، فقط هستى خارجى دارد و بس و ذات او در مقام ثبوت و در مقام اثبات يك چيز بيش نيست ، پس او برتر از علم و جهل ذهنى است . پس از دو حال خارج نيست يا وجود خدا به وصف خارجىاش معلوم و شناخته شده است و او از هيچ موجود غايب و چيزى هم فاقد او نيست و يا اينكه وجود او صددرصد مجهول و ناشناخته است ؛ ولى چون خداوند سبحان از هيچ موجودى غايب نيست و هيچ پديدهاى بى او نمىباشد ، پس قطعا او وجود ناشناختهاى
--> ( 1 ) - احتجاج : 1 / 201 . ( 2 ) - يعنى اينكه ديگران در ذهنشان نسبت به او علم و يا جهل داشته باشند .